معیار وزن
در زمانxadهای قدیم دادوستدxadها و مبادله گندم و جو و خرما و غیره از پیمانهxadها استفاده میxadکردند و چون به تجربه دریافته بودند که وزن مخصوص بعضی از غلات به یکدیگر نزدیک میxadباشد، لذا وزن پیمانهxadها تقریباً با هم مساوی میxadباشند. در نتیجه واحدهای زیر «مد»، «سق»، «ویبه» و «اردب» هر یک نام پیمانهxadای بوده و ظرفی به گنجایش معین به همین نام وجود داشته است که برای اندازه گیری غلات مورد استفاده قرار میxadگرفت و در اثر مرور زمان این پیمانهxadها که «مکیال» هم نامیده میxadشدند به صورت واحد وزن در آمدند. با این حال برخی از این واحدxadها هنوز معنی پیمانگی خود را در قبال معنی وزن از دست نداده و به همان نام مورد استفاده قرار میxadگیرند.
دسته دیگری از مقیاسxadها هستند که از ابتدا برای تعیین وزن بهxadکار میxadرفت و مسلماً این دسته دارای مأخذ دقیقxadتر و ثابتxadتری میxadباشند. مانند «درهم»، «مثقال»، «نوات»، «قنطار» و غیره که البته این واحدها بعضی در زمان حکومت اسلامی و پارهxadای هم در میان اعراب اولیه معمول بوده است؛ بهxadخصوص آنکه برخی از فروع احکام اسلامی بر پایه آنها مقرر شده است و در اثر نفوذ اسلام در کشورهای مختلف در میان سایر ملل نیز متداول گردیده است. برخی از آنها به این شرح است:
مثقال: مثقال واحد اصلی مقیاس وزن بوده و معنی لغوی آن ابزار اندازهxadگرفتن ثقل میxadباشد. لازم به یادآوری است که بعد از اسلام در کشورهای عرب دو نوع مثقال رواج داشته، یکی مثقال عربی که وزن آن از روی دینار روس که در آنجا وسیلة دادوستد بوده تعیین گردیده و دیگری مثقال بغدادی که همان مثقال ایرانی است که در ایران هم شناخته شده است و از مثقال عربی بزرگxadتر میxadباشد. مثقال صیرفی که هم اکنون در ایران متداول است وزنش بر حسب سیستم متریک برابر با 948/4 گرم بوده که در مقایسه با وزن مثقال در زمان حال قدری بیشتر میxadباشد.
درهم: این واحد را چنان که گویند یونانی است و از ایران به عربستان رفته و در کتب فارسی هم گاهی به درهم سنگ نقل گردیده است. در نوشتهxadهای مورخان اسلامی درهم را به 22 قیراط یک حبه کم تقسیم میxadکردند. و قیراط قبل از اسلام برایر یک/بیست و دوم مثقال بوده است. و مثقال صیروفی برابر 72 حبه میxadباشد.
حبه: این واحد را در اجزاء مثقال و درهم هر دو استعمال میxadکردند. حبه برابر یک/ هفتاد و دو مثقال صیروفی بوده و وزن حبه در درهم یک/ سی و شش، یک درهم به حساب میxadآمد. وزن حبة درهم سنگ برابر 4/118 میلی گرم بوده است.
کیلج: این کلمه را اعراب کیالج میxadنامند. کیلج پیمانهxadای بوده که وزن آن برابر شصت درهم و بر مأخذ درهم سنگ(265/4)گرم معادل 9/255 گرم میxadباشد.
واحد سطح
بطور کلی کلیه واحدxadهای اندازهxadگیری سطح که در کتب اسلامی آمده است، تماماً از ایرانیان و قبطیxadهای عراق گرفته شده است و این مقیاسxadها اکثراً با نام اصلی خود متداول گشته است ولی در اثر مرور زمان و همچنین در مواردی جهت آسان شدن تلفظ به لهجه عربی ، مختصر تغییری در آن داده شده است. واحد اندازهxadگیری سطح در عصر حکومت اسلامی جریب بود و واحدxadهای کوچکتر و بزرگتر بر اساس آن محاسبه میxadگردید:
جریب: در عصر ساسانی گریب تلفظ میxadشد و واحدی بوده است که ایرانیان آن را از آرامیxadهای عراق گرفته بودند. و در زمان ساسانیان برای اندازهxadگیری زمینxadهای زراعتی بهxadکار میxadرفت. مقدار جریب در زمان ساسانی برابر 2400 متر مربع امده است.
قفیز: قفیزی که واحد سطح بوده غیر از قفیزی است که در پیمانه بهxadکار میxadرفت. قفیز واحد سطح یک/ دهم جریب بوده است. یعنی سیصد و شصت ذراع و عرض ان یک قصبه یا شش ذراع بوده است. بنابر این مقدار قفیز سطح برابر 360 ذراع حساب میxadشد.
عشیر: یکی دیگر از واحدxadهای اندازهxadگیری سطح عشیر بوده که برابر یک/دهم قفیز بهxadحساب میxadآمد. این مقیاس به صورت مربعی بوده که هر ضلع آن یک قصبه (6 ذراع) بوده است.
کتاب از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول واحدهای محلی وزن بر حسب کیلوگرم که صفحات 1 تا 184 را تشکیل میxadدهد و شامل جداولی با عنوان: شهرستان، بخش، دهستان، نام واحد محلی و میزان برابری(کیلو) است و بخش دوم واحدهای محلی برای سنجش سطح بر حسب هکتار که از صفحه 185 تا412 ادامه میxadیابد و شامل جداولی با عنوان: شهرستان، بخش، دهستان، نام واحد محلی و میزان برابری(هکتار) است.
از آنجا که معمولاً مردمxadشناسان، دانشجویان انسانxadشناسی و جامعهxadشناسی و محققین فرهنگxadمردم، در تحقیقات میدانی خود و یا در نوشتن تکxadنگاریxadهای محلی بخشی از بررسیxadهای خود را به جمعxadآوری میزان و واحدهای محلی و برابری آن با میزانxadهای عمومی قرار میxadدهند؛ کتاب حاضر در این خصوص میxadتواند مورد استفاده این محققین واقع شود.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان